ای توئی که مدتی ست با منی و آن که تازه بر این کلبه واژه پای نهادی
قرار نوشتن واژه هایی از جنس امید است
و برداشت شما خواننده محترم
می تواند تا آسمان هفتم تفکرتان باشد
ادامه...
الحمدالله که اینجور کله ای ندارین.وگرنه دختر مردم شاید دلش خواست پنجه درموی شوی خود افکند.البته فرو میکرد.منتهی نمیتونست دستش رو بکشه بیرون.یعنی این موها عین پیچک سیم خاردار،می پیچیدن دور دستش و هرجوووور زور میزدین بیرون کشیده نمیشد.که نمیشد. شماره آتش نشانی چنده؟بگیرین بلکم اونا دست این طفل معصوم نجات بدن
ببخشید
تصویر ذهنی تون اینه؟خوب تصویر خنده داری هست.وآدم دلش میخواد سر به سرش بزاره من تصویر ذهنیِ خودمو گذاشته بودم،که داشتم سیگار می کشیدم تو ذهنم.باید بگردم پیدا کنم تا ببینید.
ولی اون چشم ابروی زیر عینک عالی
راستی؟منظور از خواهری که از باقلی دور باشه؟کی بود
عنوان؟مسعودِ ذهنی
چه بهتر ک دستش توی موهای من گیر کنه اینطوری همش کنارش هستم بعدش هم نیاز نبود به این سوال جواب بدم که مسعود کجایی ؟ والا چشم و ابرو خوبی دارم و بارها به این سوال جواب دادم ک چرا ابروها تو برداشتی و من هی توضیح می دادم ک من اصلا این کار نکردم اون خواهرتون ک توی متن توضیح دادید ک حساسیت به باقالی داره البته ک شما خواهر ندارید
وقتی دوست داری همش کنارت باشه،چرا پیش پیش طرح سوال و پاسخ میگین؟هان البته که گیله مردها هم همین جورا.دوست دارن ،دخترا و خواهرها و مادرا وهمسرها،دم دست شون باشن.یادمه دوستی نوشته بود،اونقدر به گیله مردا حسودیم میشه.گفتم،چرا؟گفت،همیشه خانم هاشون ،دخترهاشون...پا به پاشون هستن.کنار شونن.چه در گل لای ،چه در باغ و مابقی کارهای هر روزه روستا
قبل اینکه بپرسه،خودت بگو.من اینجام.وامکان داره این ساعت برسم.خدا پشت پناهتون باشه و کارهاتون بخیرو خوشی پیش بره و همیشه به سلامت برسین والا اون خواهری که توی متن ازش گفتم،خودمم.خواهر ندارم که
خب احتمالش هست که بپرسه کجایی البته نه جسمی بلکه منظورش ذهنی کجام اره این موضوع رو دیدم زمانی که شمال بودم خب پس خودتون حساسیت دارید ممنون بابت دعاهای زیباتون
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
با اجازه تون












الحمدالله که اینجور کله ای ندارین.وگرنه دختر مردم شاید دلش خواست پنجه درموی شوی خود افکند.البته فرو میکرد.منتهی نمیتونست دستش رو بکشه بیرون.یعنی این موها عین پیچک سیم خاردار،می پیچیدن دور دستش و
هرجوووور زور میزدین بیرون کشیده نمیشد.که نمیشد.
شماره آتش نشانی چنده؟بگیرین بلکم اونا دست این طفل معصوم نجات بدن
ببخشید
تصویر ذهنی تون اینه؟خوب تصویر خنده داری هست.وآدم دلش میخواد سر به سرش بزاره
من تصویر ذهنیِ خودمو گذاشته بودم،که داشتم سیگار می کشیدم تو ذهنم.باید بگردم پیدا کنم تا ببینید.
ولی اون چشم ابروی زیر عینک عالی
راستی؟منظور از خواهری که از باقلی دور باشه؟کی بود
عنوان؟مسعودِ ذهنی
چه بهتر ک دستش توی موهای من گیر کنه اینطوری همش کنارش هستم بعدش هم نیاز نبود به این سوال جواب بدم که مسعود کجایی ؟

والا چشم و ابرو خوبی دارم و بارها به این سوال جواب دادم ک چرا ابروها تو برداشتی و من هی توضیح می دادم ک من اصلا این کار نکردم
اون خواهرتون ک توی متن توضیح دادید ک حساسیت به باقالی داره البته ک شما خواهر ندارید
بنظر من به چهرتون نمیومد این تصویر خودساختگی.
واقعا دوست دارید این شکلی باشید؟؟؟
عنوان میشه باشه،کمی شوخی با خودم!
اره والا خیلی دوست داشتم این شکلی باشم
خیلی هم سعی کردم اما نشد
خــدارو شکر که این شکلی نشدید
وقتی دوست داری همش کنارت باشه،چرا پیش پیش طرح سوال و




خدا پشت پناهتون باشه و



خواهر ندارم که
پاسخ میگین؟هان
البته که گیله مردها هم همین جورا.دوست دارن ،دخترا و خواهرها و مادرا وهمسرها،دم دست شون باشن.یادمه دوستی نوشته بود،اونقدر به گیله مردا حسودیم میشه.گفتم،چرا؟گفت،همیشه خانم هاشون ،دخترهاشون...پا به پاشون هستن.کنار شونن.چه در گل لای ،چه در باغ و
مابقی کارهای هر روزه روستا
قبل اینکه بپرسه،خودت بگو.من اینجام.وامکان داره این ساعت برسم.
کارهاتون بخیرو خوشی پیش بره و
همیشه به سلامت برسین
والا اون خواهری که توی متن ازش گفتم،خودمم.
خب احتمالش هست که بپرسه کجایی البته نه جسمی بلکه منظورش ذهنی کجام



اره این موضوع رو دیدم زمانی که شمال بودم
خب پس خودتون حساسیت دارید
ممنون بابت دعاهای زیباتون