الان بالغ بر شش روزه که میخوام یک پست تولد منتشر کنم هنوز که موفق نشدم
از هفت صبح هم بیدارم تا دو سه صبح اما نمیرسم که نمیرسم
ببخشید که اینقدر درگیرم
حالم دیگه داره خراب میشه که اینجا نیستم
الانم یک ساعت منتظرم که بچه ها بیان بریم کوه
تو این یک ساعت وبلاگ هاتون چک کردم
یا پست جدیدی نبود
یا کامنت بسته بود
چندتایی هم که کامنت گذاشتم
توی این یک ساعت انتظار زیر یک پل نشسته ام توی بلوار وکیل اباد مشهد ، منطقه ای ک جزو مناطق بالاست
زیر این پل تفاوت زندگی ها خیلی فریاد میزنه
شاید بیشتر از صد جوون کارگر اینجا هستند و امیدوار به اینکه یکی با خودشون اونا ببره سر کار و ی پولی در بیارن ، رنج سنی شون هم از 15 16 سال هست تا سی و چند
از طرف دیگه من هستم که فارغ از دنیا اونا منتظرم تا برم کوه
از طرف دیگه اون دست بالاشهرهایی هستند که خیلی فارغ تر از دنیا اونا با دوچرخه های چند ده میلیونی از جلوشون عبور میکنن
از این جماعت شاید نهایتا ده درصد شون در بهترین حالت امروز سر کار برند
موردی که برام جای نگرانی داره همین رنج سنی جوونشون هست
چرا به کدامین گناه
پی نوشت: ببخشید که کم کار شدم ، برمیگردم براتون اتفاقها خواهم نوشت ، حرف برای گفتن زیاد دارم زیاد
عه :/ من مرورگرم مشکل داشت انگار!

مرورگرمو عوض کردم وبتون باز شد..
به خودتون سخت نگیرید مستر حقدادی یه مدت ممکنه سرتون شلوغ باشه باز بعدش خلوت میشه و مینویسید
امیدوارم تو این مدت که ما کمتر ازتون خبر داریم حال دلتون خوب باشه
خب من ک گفتم مشکل از شماست .
شکر خدا که حالم خوبه
درگیر کار و زندگی و ورزش و تفریح
انگار یه اپیدمی مشترک بین همه،منممدتی نبودم وب و ننوشتم
از شما چهار نفر که این مطالب میخونید دو نفرتون و من شامل این اپیدمی میشیم
سلام و
درود برشما،آقا مسعود عزیز.ممنون از حضور شما.به اتفاق عزیزان همیشه درپناه خداوند باشید
سلام به شما
منونم
ایشالله از این روزهای تیره عبور کنید و ایام بکام بشه
زندگی دیگه نمیشه کاریش کرد