از قدیم گفتن وقتی کسی کاری برات انجام نمیده و وسیله ای ک میخوای نمیسازه خودت دست بکار شو
خب منم دست بکار شدم . قصه از این قرار که خونه جدیدی ک گرفتم یک اتاق بیشتر نداره و اون اتاق کوچیکه . همنطور ک قبلا هم گفتم من وسایل زیاد دارم ک این موضوع باعث شد ک جا کم بیارم و نیاز به یک کمد داشتم . اول تصمیم داشتم بخرم ولی خب با قیمت های الان کار سختی بود. یک روز توی پارکینگ خونه بابا یک سری درب کابینت mdf ک واسه خونه خواهرم بود پیدا کردم اونا اوردم مشهد و دادم به یکی از دوستان و همکاران. اون چندتا به مدت حدود 2 ماه دستشون بود اما درست نکردن منم بعد چند بار پیگیری اخر سر ازشون گرفتم و اوردم خونه
پریشب با کمک امیر اون کمد خودمون درست کردیم . عکسشو میذارم . قابل توجه اینکه اون طبقات داخل کمد رو با دست مبارک و یک اره اهنبری بریدیم . بساطی بود
دیروز صبح هم که از خواب بیدار شدم با چند تکه چوب ک روی پشت بوم بود و باقیمانده mdf ها یک کتابخونه کلایسک و کوچیک ساختم . به نظر من باحال شده، فقط نیاز به یک اسپری رنگ داره ، فقط نمیدونم چه رنگی بگیرم ، یا اینکه تک رنگ باشه یا دو رنگ ؟
این دوتا به خونه صفا داده مخصوصا کتابخونه . داشتن کتاب به خودی خود باعث نمیشه که ادم کتاب رو بخونه اما داشتن کتابخونه به شکل تعریف شده میتونه واقعا اثرگذار باشه . شما توی عکس به تصویر جرج اورل توجه کنید متوجه منظورم خواهی شد. با چشماش میگه پاشو بخون اون 1984 منو !!!!!
اتفاق دیگه ای ک این روزها شدت گرفته شروع دوباره کتاب خوندن منه ، علاقه ای ک هیچ وقت از بین نمیره شاید کم رنگ بشه اما از بین نمیره
با اطمینان کامل میتونم بگم که علاقه به کتاب و علاقه به طبیعت گردی و کوهنوردی جزو علایق اصلی و همیشگی من شده و اگه قرار کسی وارد زندگی من بشه نباید با این دوتا مشکلی داشته باشه . این هفته دوباره کوهنوردی شروع میشه چند هفته ای بود ک به خاطر یک سری کارها نتونستم برم . موضوعی ک دوست دارم اتفاق بیافته اینکه بتونم این طبیعت گردی و کوهنوردی ها رو به صورت سفرنامه اینجا ثبت کنم
این روزها مشغول خوندن کتاب جنایات و مکافات از داستایوفسکی هستم . کتاب جالبیه . در داخل متن کتاب یک جور روانشناسی هم وجود داره . راحت بگم خیلی وارد جزئیات روانی شخص اصلی میشه .
یکی از واضح ترین خصوصیات ادبیات روسیه اینکه نوسینده های متحرم کلا علاقه با شخصیت پردازی دارن و اینکه تعداد شخصیت های این داستان ها زیاده ، حالا این تعدد اسم سخت تر میشه وقتی ک اسمها هم روسی باشند . تلفظشون سخته و اینکه بخوای به خاطر بسپاری سخت تر میشه . یک کتاب دیگه هم میخوندم به اسم مرشد و مارگاریتا اون هم تعداد شخصیتهاش فکر کنم حدود 50 نفر بود !!!!!! با همه ایناها هر سه کتابی ک اسمشون اومد پیشنهاد میدم بهتون ( به نسیم خانم ک کامنت میذاره و بقیه دوستانی ک میخونند اما کامنتی نمیذارن )
بارشهای امسال هم واسه خودش غوغا کرده ، جا داره چند نکته بگم در این مورد ، یک اینکه علت بارشهای طولانی و پر آب اینکه ظاهرا از لحاظ هواشناسی یک سری اتفاق هایی رخ داده که مسیر جریان هوایی از روسیه به سمت ایران تغییر میسر داده و ما این بارشها رو می بینیم . دوم اینکه توی اخبار گفت اینقدر خشکسالی قویه که باید 11 سال ایران تقریبا همین میانگین بارش رو داشته باشه تا خشکسالی از بین بره .
ممنون از پیشنهاداتون..داستایوفسکی خیلی خوبه خیلیییی خوب!


تو هوا سرد میخواید برید کوه؟ 0_o
وی وی وی منکه اونقدر سرمایی ام که تو هوا سرد تا مارکت سر کوچه ام نمیرم حتی اگه از گرسنگی بمیرم :/
کمد و کتابخونه تون خیلی باحاله
ینی آدم هرچیو خودش با دست خودش درس کنه بیشتر بهش میچسبه کاملا اینو درک میکنم
خودم با یه قاب نقره ای زنگ زده که قرار بود بره قاطی زباله ها و چنتا مقوا و یه ذره رنگ طلایی که اضافه اومده بود یه چی درس کردم که هر وقت میبینمش دلم باز میشه ^__^
نکته همینه اینقدر میچسبه ک نگو . کلا تجربه جدیدیه واسم این هوای سرد
دقیقا همینه هر چی با دست خودت ساخته بشه عالی میشه
هیچ قصد خاصی ندارما (آیکون خنده شیطانی) ولی من برداشتم از کتابخونه ای که ساختید همچین چیزایی بود :))))
yon.ir/Te7jA
yon.ir/kGBnw
yon.ir/wHKUq
yon.ir/POAWZ
والا اینا رو منم دوست داشتم ردست کنم و میکنم به موقعش
چندتا علت داشت
یک اینکه این تعداد چوب نداشتم و دوست نداشتم چوب خرید کنم با همونایی ک داشتم ساختم
دوم اینکه اینا روی دیوار نصب میشه و خونه من مستجری هست نمیشه اینکار کرد
قصد فضولی ندارما ولی حداقل میتونست این مدلی باشه

yon.ir/0n7J5
یا حتی این مدلی
yon.ir/6gcLQ
واهاااااای اینووووووو :))))))))
yon.ir/OHDBX
اینا رو منم دیدم و به موقعش درست میکنم شک نکنید ک اینکار میکنم
هووم مستاجری این مکافات رو هم داره .. ان شاء الله به زودی خونه خودتونو داشته باشید :)
++ امیدوارم .. اگه تا اونروز هنوز این وبو داشتید عکس کاراتونو بزارید ما عم فیض ببریم :)
اینجا هست و خواهد بود
تازه همین دیروز کلی چوب جدید پیدا کردم . اون کتابخونه هایی ک فرستادید درست میکنم به زودی
واقعا؟ چه پشتکاری!
موفق باشین :)
حس خوبی داره اخه
هوووم خیلی خوبه ^__^
تا وقتی آماتور هستیم به خودمون حس خوبی میده یکم که تو یه کاری جا بیفتید بعد میتونید چیزای فانتزی درست کنید و به دوست داشتنی های زندگیتون هدیه بدید و حس خوبتون رو به دیگران هم سرایت بدید..
منظورم حتما کار چوب نیست.. هر کاری که بهتون شور و شوق بده..البته گاهی ام مثه شما شرایط آدمو وادار میکنن کاری رو انجام بدی و بعد بهش علاقه مند میشی
مثلا من خودم از خیاطی متنفر بودم اما دو سال پیش موقع تولد خواهرم به شدت بی پول شدم و بعد از کلی فکر کردن و اعصاب خوردی تصمیم گرفتم یه کاردستی براش درست کنم برای اولین بار نمد خریدم و برای اولین بار اینارو درست کردم
yon.ir/b0pUe
خواهرم خیلی ذوق کرد.. فقط چون میدونست برای اولین بار به خاطر اون سوزن دست گرفتم :) وگرنه از کوکایی که زدم مشخصه چقد بلد بودم :/
ببخشید پر حرفی کردم :|
من اینا تجربه اولم نبود
قبلا هم یک کتابخونه دیگه ساختم که بیشتر فانتزی بود . کتابخونه چرخون بود که پایینش هم جایی واسه سه تا چهار گلدون ساخته بودم . خونه بابا هست . عکسشو ندارم الان
بالا کتابخونه بود ک می چرخید و پایینش هم حالت چرخیدن داشت ک این دوتا جدا از هم می چرخیدن
کادوهای شما هم در نوع خودش جالب بود .
کلا حس و حال خوبی داره این طور کارها هر چقدر هم ک سطحی باشه
پر حرفی هم نبود اول تعجب کردم ک چه پیام طولانی اما بعدش خوشحال شدم ک وقت گذاشتی و نوشتی
در واقع کنجکاو شدم ک چی نوشتید
این روزها شما تنها کسی هستی ک باهاش صحبتی میشه
کتابخونه تون خیلی بانمکِ؛مبارک تون باشه

اون جارویی که بگ گرند تصویرِ هم عاالیِ
عکسهای ما بی غل وغش هست
اون جارو نشون دهنده اصالت کالای ساخته شده هست . نشون دهنده خانگی بودن محصوله