ای توئی که مدتی ست با منی و آن که تازه بر این کلبه واژه پای نهادی
قرار نوشتن واژه هایی از جنس امید است
و برداشت شما خواننده محترم
می تواند تا آسمان هفتم تفکرتان باشد
ادامه...
بر شربِ بی پولکِ شب شرابه های بی دریغ ِ باران... □ در کنارِ ما بیگانه ای نیست در کنارِ ما آشنایی نیست خانه خاموش است و بر شربِ سیاهِ شب شرابه های سیمینِ باران.
زندگی تلاشی است بیهوده برای زنده ماندن
و این زنده ماندن گاه ما را آسمانی می کند و گاه زمینی
رزمی برپاست تا به کدام سو کشیده شوی..
مطمئن نیستم
یه جمله از کتاب بیگانه ی کامو نوشتم
چقدر هم خونی داره با این نوشته
یه سر بیا ببین
بچه خواهر 9سالشه میدونه زندگی سه تا هجا داره
تو لیسانس داری مهندسی نمی دونی چندتا هجا داره !
این دو تا هجا بیشتر نداره فهمیدی فرق دارن

دوباره تاکید نکنم
سلام خوبی؟
ببخشید دیر جواب دادم....منبعد در خدمتیم
گاهی اوقات که تو خواسته هام شکست میخورم میگم بیهودست ولی در کل نه.
مرسی بدک نیستم
خوبه اینطوری باشیم اگه بتونیم
دلخوشم به همین دو هجای بیهوده که شاید رو را در آوایش پیدا کنم...
مرگ را عشق است؛
تنها معشوقی که میدانی به آن میرسی..
تا نظر شما چه باشد
شاید چون جنگی در کار نیست
زره ام را اویخته ام به دیوار روبه رو
نیستی
سلام
بودنم خیلی چیز قابل گفتنی نیست
سلام
سلام قاصدک
از پست جدید انگار خبری نیست
فردا ی امتحان سخت دارم
درگیر پروژه هم هستم
فعلا نوشتنم نمیاد
بر شربِ بی پولکِ شب
شرابه های بی دریغ ِ باران...
□
در کنارِ ما بیگانه ای نیست
در کنارِ ما
آشنایی نیست
خانه خاموش است و بر شربِ سیاهِ شب
شرابه های سیمینِ باران.
شاملو
انقدر سرم شلوغه که ی ماه نتونستم باهاش خلوت کنم
زنده گی
بی هوده
دلیل این سبک نوشتار؟
زنده گی :دلیل نوشتن این واژه به این سبک در انتها ذکر شده نکته اش اینه که شمالی بلد باشی
بی هوده: اولین شعری که به دلم نشسته بود این واژه را به این سبک نوشته بودش
سبک نوشتن قدیمی بیهوده است همین
شمالی بلد نیستم
ممنون