چشمام

چشم هایم ترکید 



از خستگی


نظرات 7 + ارسال نظر
آنا دوشنبه 22 خرداد 1391 ساعت 09:50 ق.ظ http://www.gong.blogsky.com

نگاه مرد مسافر به روی زمین افتاد:
«چه سیب*های قشنگی!
حیات نشئه تنهایی است.»
و میزبان پرسید:
قشنگ یعنی چه؟
_قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
و عشق، تنها عشق
ترا به گرمی یک سیب می*کند مأنوس.
و عشق، تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی*ها برد،
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن.
_ و نوش*داروی اندوه؟
_ صدای خالص اکسیر می*دهد این نوش.

آنا دوشنبه 22 خرداد 1391 ساعت 09:51 ق.ظ http://www.gong.blogsky.com

سلام

چشمهایت را ببند و در رویا غوطه ور شو

خواستی خستگی در کنی به گنگ نیا
که خسته تر می شوی !!!

آیدا سه‌شنبه 23 خرداد 1391 ساعت 11:31 ق.ظ http://dokhtare-sooraty.blogfa.com

ئه؟داری درس میخونی؟باریکلایا نه ازون جمله های فلسفی بود؟

هیچکدوم

۴۰ ساعت جلوی لب تاب بودم واسه هیجی

سپهر سه‌شنبه 23 خرداد 1391 ساعت 11:51 ب.ظ http://www.acappuccino.blogsky.com/

هیچی هیچی هم که نبوده ...

نخیر دقیقا خود هیچی
برگشت گفت اونی که من میخواستم نبود برو خونه صفری

آنا چهارشنبه 24 خرداد 1391 ساعت 08:33 ق.ظ http://www.gong.blogsky.com

چندیست در نبودنت به ساعت شنی می نگرم ، یک صحرا گذشته است !

اومدم گنگ حس کردم نباید ردپایی بزارم

همون که به مرگ فکر می کند چهارشنبه 24 خرداد 1391 ساعت 02:58 ب.ظ

هر وقت میام اینجا
لذت می برم
اما دستم به نوشتن نمیره
به هیچ حرفی نمیره
گاهی وقت ها هم وقتی بت اس ام اس می زنم بازم ذهنم منگنه میشه و نمی دونم چی بگم......

سکوت کن
نگفته می خوانم ات

الهام پنج‌شنبه 25 خرداد 1391 ساعت 12:28 ق.ظ http://elham7709.blogsky.com/

چشم ببند و اندکی در خود سکوت کن...

من سالهاست که در سکوت غرقم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد