ای توئی که مدتی ست با منی و آن که تازه بر این کلبه واژه پای نهادی
قرار نوشتن واژه هایی از جنس امید است
و برداشت شما خواننده محترم
می تواند تا آسمان هفتم تفکرتان باشد
ادامه...
نگاه مرد مسافر به روی زمین افتاد: «چه سیب*های قشنگی! حیات نشئه تنهایی است.» و میزبان پرسید: قشنگ یعنی چه؟ _قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال و عشق، تنها عشق ترا به گرمی یک سیب می*کند مأنوس. و عشق، تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی*ها برد، مرا رساند به امکان یک پرنده شدن. _ و نوش*داروی اندوه؟ _ صدای خالص اکسیر می*دهد این نوش.
هر وقت میام اینجا لذت می برم اما دستم به نوشتن نمیره به هیچ حرفی نمیره گاهی وقت ها هم وقتی بت اس ام اس می زنم بازم ذهنم منگنه میشه و نمی دونم چی بگم......
نگاه مرد مسافر به روی زمین افتاد:
«چه سیب*های قشنگی!
حیات نشئه تنهایی است.»
و میزبان پرسید:
قشنگ یعنی چه؟
_قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
و عشق، تنها عشق
ترا به گرمی یک سیب می*کند مأنوس.
و عشق، تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی*ها برد،
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن.
_ و نوش*داروی اندوه؟
_ صدای خالص اکسیر می*دهد این نوش.
سلام
چشمهایت را ببند و در رویا غوطه ور شو
خواستی خستگی در کنی به گنگ نیا
که خسته تر می شوی !!!
ئه؟داری درس میخونی؟باریکلا
یا نه ازون جمله های فلسفی بود؟
هیچکدوم
۴۰ ساعت جلوی لب تاب بودم واسه هیجی
هیچی هیچی هم که نبوده ...
نخیر دقیقا خود هیچی
برگشت گفت اونی که من میخواستم نبود برو خونه صفری
چندیست در نبودنت به ساعت شنی می نگرم ، یک صحرا گذشته است !
اومدم گنگ حس کردم نباید ردپایی بزارم
هر وقت میام اینجا
لذت می برم
اما دستم به نوشتن نمیره
به هیچ حرفی نمیره
گاهی وقت ها هم وقتی بت اس ام اس می زنم بازم ذهنم منگنه میشه و نمی دونم چی بگم......
سکوت کن
نگفته می خوانم ات
چشم ببند و اندکی در خود سکوت کن...
من سالهاست که در سکوت غرقم