در شب های بی تو بودن
تنها فکر توست که آرامم می کند!
حال بماند که تکیه گاه ات
شانه ای جز جسم بی جان من باشد
...
..
.
روح خویش را
به جرم درک نبودت
حکم سرگردانی نهادم
پس از جسم و روح
تنها هیچ برایم باقی ست
آن نیز فدای تو
ای بی گناه!!؟