تمام افسانه های دنیا را اشتباه تعریف کرده اند
لالایی که از پس پلک های 5 ساله بر نمی آمد
...
دست میبردند در عینک مادر بزرگ / در انتهای هر قصه
پینو کیو را / خر تصور کردند ، در شهر بازی های خلق نشده
به آلیس / سرزمینی را چسباندند که از زور دافعه / پای هیچ کس به آن نمی رسید
لیلی پوت / خواب گالیور را هم ندید
چه برسد به نقشه هایی که در آن گنج کار گذاشته باشند
در سیاره ی شازده کوچولو / اصلا تختخواب جا نمی شد
که موریانه ها ی کار گذاشته در آن / از هم آغوشی هایش خبر بیاورند
و هیچ لوبیایی آنقدر سحر آمیز نبود / که خواب غول ها را بپراند
و رابین هود / تنها گور کن پیری بود که در مسیر گاری مالیات شاه / چاله میکند
که هر دست انداز / دو سکه به حساب زمین وا / ریز شود
و شِر وود از خجالت بچه خرگوش های گرسنه بیرون بیاید
.
.
.
تمام افسانه های دنیا را / جا به جا تعریف کرده اند
تا خواب هایمان را جا / به جا کنند
و هیچ کجای شک هایمان / به زندگی نیفتد
مبادا پی ببریم ما همان غول های یائسه ای هستیم
که با باور ِ جک بودن ، از هیچ درختی / بالا نخواهیم کشید
شاید بفهمیم آن روی دنیا را هم
با تماشای ما / مشغول کرده اند
هومن شریفی
احسنت به انتخابت
و احسنتی فراوان به هومن شریفی
قالب نو مبارک
قشنگ تر شده
قالبتو عوض کردی؟
اینم خوبه مبارکه...