هر بار از تنهاییم بیرون زدم / به درهای بسته خوردم
به آغوش هایی که در / شامپاین ِدیگری رزرو شده بود
شانه / خالی میکردم از گیلاس های پر
پایکوبی با پنجره / پشتم به جمع باشد
و رویم به شش در هشت ِ / عکست در کنتراست ِ گیلاسم
دیوار ، وعده گاه ِ دنجی بود
که بی اجازه ی مردی که دستهای تو را / به کمر زده است
سایه هایمان را یکی میکرد
هم / سایه میشدیم بی آنکه گلدان ِ کنار ِ پنجره ، اسم شبمان باشد
صاحبخانه ام به اعتیادم شک داشت
و من آنقدر ناشی بودم که هر شب در رویایم / با تو سیگار مشترک میکشیدم
سرم / دود میکرد و لو میرفتم
قبل از اینکه صدای شلیک بیاید
حالا بیا و اثبات کن این سر ِ بریده ی تنها گوزن ِ به جا مانده از
کریسمس های بی تو بودن است
و تو آن را به این عشق گرفته ای
تا یادمان باشد دروغ هایی که به خورد ِ هم میدهیم / شاخدار نباشند
دنیا همینست دیگر
گاهی زبان ِ سرخ / تختخواب سبز را بر باد میدهد
تا چشم باز میکنی سر / از آغوش ِ دیگری در آورده ای
از ناشناس / خانه ای که صبحانه اش / از سلیقه ی تو بی خبر / چیده شده
و هر لقمه به این فکر میکنی ، در خانه ی مجاور
مرد ِ خواب / آلوده به آغوشت میداند ، که تو چایت را تلخ میخوری ؟؟؟؟
شاید شیرین / زبانی هایش کار دست ِ قرص های اعصابت دهد .....................
هومن شریفی
ََ : چند روز مخ منو خرده این واقعیت!!!!!!!!!!!
آیدا یک شخصیت ذهنی هست که من باهاش زندگی می کنم تا شاید در واقعیت به او برسم
اسم شب را خوب امده بودی
اسم شب ما باشد شب
آنای عزیز این شعر واسه من نیست
من در حد این شعر نیستم