ذکری از آیدا

 به دیار من بیا 

تا با تو

تنهایمان را  

سکوتمان را

با من بودنت را

با تو بودنم را

دوبل کنیم

....

....


آنگاه می توان شروع کرد

شروع برای پایانی تازه 

...

با تو

پایانی وجود نخواهد داشت

هر پایان با تو آغازی نو خواهد بود .

نظرات 6 + ارسال نظر
آیدا سه‌شنبه 8 فروردین 1391 ساعت 08:06 ب.ظ http://jooje-talaee.blogfa.com

چون اسمم آیداست،کنجکاو شدم ببینم وب در مورد چیه!

اسمتون زیباست

ANNA چهارشنبه 9 فروردین 1391 ساعت 02:53 ق.ظ http://lapeste.blogsky.com

مخالم
اصلا الان ساعتهاست که روی دور مخالفت با همه چیزم
با هیچ کس پایان اعاز نمی شود
با هیچ کس
حتی با خدا
پایان پایان است و اغاز اغاز
مداد رویاهایت را به جاهای بلند بکش
در طاعون پاسخی نه در خور نوشته ات بل کمتر
گذاشته ام
بیا و بخوان
سپاس

خوبه
از یک چیزتون خوشم میاد اونم اینکه از جنس خودم که سعی در فراموشی اش دارم هستید

آیدا چهارشنبه 9 فروردین 1391 ساعت 02:37 ب.ظ http://jooje-talaee.blogfa.com

آپ هستم.دوست داشتین بیاین.

بله حتما

ANNA چهارشنبه 9 فروردین 1391 ساعت 11:57 ب.ظ http://lapeste.blogsky.com

من میان خورشید چیزی شبیه انار یافته ام

با پوستی ترک خورده از هجران

و دانه هایی به زلالی اشک

میان پیراهن پنهانش کرده*ام

برای بغض هایم شب نامه خوانده ام

و تن زخم دیده ی خواب هایم را بوسیده ام

حالا می خواهم

از میان ابهام آینه ها

تا ابتدای روشنی ای که فقط رویایش را دیده ام، بدوم.

و درحوالی فردا

بیندشم

انار را به دستانی خواهم بخشید...

و دستانم را ...

من به حوالی دورتر از دستانم می*اندیشم

دلهره ی نبودن

لمس آمدن

و باران

که گویی حسرتش همیشگی ست.

ماه،

و ستاره هایی

که نمی دانم در آسمان آنجا هم

رسم سوسو می دانند یا نه!؟

من به دستانی می اندیشم

دستانی که هنوز پاک اند...

دستانی آبی با لطافتی سبز

فردا

تب تند شعر و ترانه

ترس

تبسمی روشن

و آرامش همیشگی کلام

و باز

ترس

و دلتنگی هایی که گویی

با زنجیر به نگاه چفت شده اند

من چشمانی را خواب دیده ام

از جنس دعای اول صبح

به رنگ تیرگی شب ها

و بغضی را

که عطر علف می داد

حتی زمزمه ی زیر لبش را شنیده ام

حالا

بیهوده گمان می برم

میان نگاههایی که چشم بر دستانم دارند

نمی یابم اش!

نمی یابم ات!!!

باز هم بیهوده!

قرار ما همان

حوالی فردا

من با انار خواهم آمد

و تو

با دستانت!

سپهر پنج‌شنبه 10 فروردین 1391 ساعت 01:44 ق.ظ http://acappuccino.blogsky.com/

نگفتم زده بالا !
ولی قشنگ نوشتی

چه عجب یه نظر مثبت دادی

الیا جمعه 11 فروردین 1391 ساعت 03:09 ب.ظ http://notes-of-ourhaunt.blogsky.com

خیلی قشنگ بود

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد