تبریک اجباری
به لطف سکوت
دیگر حرمتی برای سکوت نیز نمانده
...
یک سوال بی جواب دیگر
یا یک جواب همراه با سکوت
ََ : امشب با خاک یکسان شدم
ََ : زبان سکوت هم حریفش نشد.
ََ : درد می دونی چیه؟ این که دیگه نمیشه کاری کرد ، دیگه من اون آدم 545 روز پیش نیستم
ََ : البته چون تاریخ رفتنش خیلی رند بود تونستم حسابش کنم
امشب با خاک یکسان...
خیلی وقته هر شب من با خاک یکسان ...
من خودم کلا خاکم ولی دیشب یک اتفاق بد ناخواسته افتاد
متاسفم برای اون اتفاق بد
حس می کنم خودسانسوری می کنی
یا نه
خیلی خیلی با احتیاط می نویسی
راحت باش جانم
به برای من
نه برای همه
برای خودت
مثلا اینکه حتی به عنوان سوم شخص
این فقط یک پیشنهاد
و گفته ی من فقط یک احساس
بود
سلامت باشی
من آن خاکم
از خاکم
خود خاکم
تو خاکتم رفیق.
من در مورد این یادداشت هیچ بحثی ندارم